درباره وبلاگ

سلام دوستان من اسمم فاطمه است متولد تهران تصمیم گرفتم این وبلاگ رو درست کنم و تموم خاطراتم رو توش بنویسم و اگر قسمت شد تقدیم به بهترینم بکنم *کسی که ازش مینویسم نمیدونه من این وبلاگ رو درست کردم*(اسمش محمد و 18 ساله) *خوشحال میشم اگه تجربه های شمارو در رابطه با خاطراتم بدونم پس لطفا بدون نظر از وبلاگ خارج نشین* به وبلاگ دیگر من نیز سر بزنید اگر دوست داشتید تشکـــــــــــر: http://bahareerfan.blogfa.com/
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خاطرات من و آدرس fatememohammad.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)


Alternative content


برای ورود به چت روم کلیک کنید

>
ღ♥ღخاطرات منღ♥ღ
دو شنبه 9 خرداد 1398برچسب:, :: 12:34 ::  نويسنده : fatemeh        

سلام به همه ی دوستان گلم به وبلاگ من خوش امدید!



جمعه 6 خرداد 1398برچسب:, :: 17:32 ::  نويسنده : fatemeh        

m o h a m m a d & fa t e m e h

تو اسمون عشقم ستاره پیدا شده/

کویر خشک قلبم به رنگ دریا شده/

رسیده وقت اونکه دوباره عاشق بشم/

در بسته ی قلبم به روی تو وا شده/

دل من عاشق شده به این همه قشنگی/

میخواد برات بخونه ترانه های رنگی/

بیا که عاشقونه کنار هم بمونیم/

قصه ی عشق رو بازهم برای هم بخونیم!



چهار شنبه 1 تير 1390برچسب:, :: 14:45 ::  نويسنده : fatemeh        

سلام دوستان برا امتحانام باید درس میخوندم نتونستم خاطراتم رو بنویسم شرمنده!

**معدلمم شد94/19**

قرار بود ما بریم شهرستانمون اسمش دینه کوهه خیلی جای باصفاییه اونجا همه باهم فامیلیم غریبه نداریم ولی من دلم نمیخواست برم اخه تنها بودم بچه های همسن من نبودن. یه روز قبل روزی که قرار بود بریم محمد زنگ زد خونه ما به مامانم گفت اگه ماشینمون جا داره اونم با ما بیاد من تا اینو شنیدم انقدر خوشحال شدم که نگو ثانیه شماری میکردم تا فردا برسه.

فردا وقتی رفتیم اونجا باهم دیگه همه جا میرفتیم خــــــــــِلی خوش گذشت تا اخرین شب که فرداش میخواستیم برگردیم گفت اخه چرا نمیخوای از الان باهم باشیم منم بهش گفتم که درست نیست از الان قولی بهم بدیم تا چند سال دیگه ممکنه خیلی چیزا عوض بشه مخصوصا افکار ادما در مورد همدیگه. حالا نمیدونم درک کرد یا نه؟(البته خدایا امیدوارم افکار ما عوض نشه)

از هم خداحافظی کردیم ما میخواستیم فرداش بیایم تهران ولی اون میموند امروزم خیلی دلم براش تنگ شده!



دو شنبه 9 خرداد 1390برچسب:, :: 15:2 ::  نويسنده : fatemeh        

قاب شیشه ای چشمات منو با تو اشنا کرد========== من تو رویای تو بودم بی خبر منو صدا کرد

قاب شیشه ای چشمات برا من مثل نفس شد========= برا قلب عاشق من همه چیز و همه کس شد

من به ارزوم رسیدم به تن تبدار دستات=========== دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر و رو شد شبم از ستاره پر شد========کویر زخمی دستام وبه بعد  دوباره پر شد

ریشه های خشک و خوابم غم پاییزو رها کرد====== باورم جوونه داد و محشری دیگه به پا کرد

زیر سایه ی نگاهت همه دنیا رو شناختم =========  دل دیوونه رو از ما من با دستای تو ساختم

من به ارزوم رسیدم به تن تبدار دستات=========== دستای تو مال من شد تو پناه امن چشمات

سرنوشتم زیر و رو شد شبم از ستاره پر شد========کویر زخمی دستام وبه بعد  دوباره پر شد



دو شنبه 9 خرداد 1390برچسب:, :: 14:30 ::  نويسنده : fatemeh        

تو مرا میفهمی

من تو را میخواهم

وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا میخوانی

من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم

وتو هم میدانی

تا ابد در دل من می مانی



دو شنبه 9 خرداد 1390برچسب:, :: 13:9 ::  نويسنده : fatemeh        

برای دیدن تصویر به ادامه مطلب مراجعه کنید سپس به مدت 30 ثانیه به چهار نقطه وسط نگاه کنید حال به یک دیوار بزرگ سفید نگاه کنید و تند تند پلک بزنید چه میبینید؟

خیلی جالبه!

نظر یادتون نره!!!!!

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
این مطلب مخصوص اعضا میباشد خوشحال میشوم اگه تو هم اعضای وبم بشی! پس ثبت نام کن!


ادامه مطلب ...


جمعه 6 خرداد 1390برچسب:, :: 11:50 ::  نويسنده : fatemeh        

دلم میخواد صدا باشم/ صدای ماهیا باشم/ بگم حباب بگی حباب/ دلم میخواد هوا باشم/ دلم میخواد هوا باشم/ از لب تو رها باشم برای داشتن چشات/ دلم میخواد خدا باشم/ دلم میخواد ببینمت/ که از چشات جون بگیرم/ چیکارکنم نمیتونم/ نباشی بی تو میمیرم/ دلم میخواد بشینی باز/ بین همه ترانه هام/ دوباره معنی بگیرن/ تمام عاشقانه هام/ میخوای برم تو اسمون/ فرشته ها رو جمع کنم/ بیان همه بهت بگن/ بگن که عاشقت منم/ میخوای به ماه شب بگم بیاد بشینه سر رات/ بهت بگه چه حالیم/ بگه که میمیرم برات/ دلم میخواد ببینمت که از چشات جون بگیرم/ چیکارکنم نمیتونم/ نباشی بی تو میمیرم/ دلم میخواد بشینی باز/ بین همه ترانه هام/ دوباره معنی بگیرن/ تمام عاشقانه هام/ دلم میخواد صدف باشم/ تو مثل مروارید باشی/ تو اغوش ترانه هام/ تو حس شاعری باشی/ دلم میخواد یه روز بیای/ عصای جادو بیاری/ تلسم این جدایی رو/ از لحظه هامون برداری/ دلم میخواد ببینمت/ که از چشات جون بگیرم/ چیکارکنم نمیتونم/ نباشی بی تو میمیرم/ دلم میخواد بشینی باز/ بین همه ترانه هام/ دوباره معنی بگیرن/ تمام عاشقانه هام



جمعه 6 خرداد 1390برچسب:, :: 11:48 ::  نويسنده : fatemeh        

اونقدر عاشق میشم /اونقدر از تو میگم که میون اسم تو/ توی اسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه/ اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق/ بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه/ تو مگه قلب منی که صدای نفسات هرجا هستم با منه/ تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه/ تو هوای تازه ی زندگی هستی که تو قصر ارزوهایم نشستی/ تو همون معجزه و لطف خدایی که طلسم نا امیدیمو شکستی/ تو مگه قلب منی که صدای نفسات هرجا هستم با منه/ تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه/میون گل ها نرو سخته پیدا کردنت/ اخه تو خودت گلی چه قشنگه دیدنت/ میون گل ها نرو سخته پیدا کردنت/گل خجالت میکشه از تو و خندیدنت/ تو مگه قلب منی که صدای نفسات هرجا هستم با منه/ تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه/ تو هوای تازه ی زندگی هستی که تو قصر ارزوهایم نشستی/ تو همون معجزه و لطف خدایی که طلسم نا امیدیمو شکستی/ تو مگه قلب منی که صدای نفسات هرجا هستم با منه/ تو مگه عمر منی که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه/

فقط  تو  روووووووووووو  داره  فریاااااااااااد  میزنههههههههههههه!

نظرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر!

 



جمعه 6 خرداد 1390برچسب:, :: 11:42 ::  نويسنده : fatemeh        

روز27/2/1390

بالاخره تصمیم خودم رو گرفتم دیگه نمیخواستم تو این سن باهاش باشم راستش میترسیدم نمیخواستم از دستش بدم و از طرفی دوست نداشتم از الان رابطه ی دوست دختر و دوست پسری داشته باشیم. خدایا امیدوارم حرفایی که بهش زدم ناراحتش نکرده باشه و فکر نکنه که من دیگه دوسش ندارم. از ته قلبم دوسش دارم و براش بهترین ها رو ارزو میکنم! بهش گفتم اگه تا چند سال دیگه چیزی عوض نشد و تو همین ادم موندی اونوقت....! اونم گفت امیدوارم تا چند سال دیگه چیزی عوض نشه! خدایا مراقب عشقم باش و نذار از راه راست به راه کج بره منم همینطور و همه ی عاشقای دنیا.

*دوستان لطفا دعا کنید برامون ممنون*

نظر یادتون نره!



پنج شنبه 5 خرداد 1390برچسب:, :: 11:9 ::  نويسنده : fatemeh        

هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی :

اگه نگات کرد عاشقته

خجالت کشید بدون برات میمیره

اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره

اگر هم خندید بدون اصلا دوستت نداره



صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد